- آقای داماد چه کاره هستن؟
. توی شرکت پاکسان کار میکنن
- اونجا کارشون چیه دقیقا
. به سلامت خانواده می اندیشن!
یکی زنگ زده منم اصلا حوصلشو نداشتم.
شروع کردم نصفه نصفه حرف زدن یعنی مثلا انتن ندارمو قطع میشه و از این حرفا..
میگه صدات قطع و وصل میشه ولی صدای ضبط ماشینت واضح میاد!!
متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون ؟!!
زن : وا نه!! خدا مرگم بده! الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم...!
علـم ثابت کـرده ...
بعضی از ایرانی ها آنقدر استعداد دارند که می توانند سایت قدرتمندی مانند فیسبوک را هم خـَــز کنند...!
بخدا قسم اگر جنیفر لوپز را در دست راستم
و آنجلینا جولی را در دست چپم قرار دهند،
.
.
.
... .
.
.
چنان تعادلمو حفظ کنم که حال کنین!
دیروز رفتم بقالی...
یه بسته هوا خریدم...
کارخونه ی نامردِ از خدا بی خبر ، چند تا تیکه چیپس هم انداخته بود توش....!!!
دقت کردین:
اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی ...
-اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود
-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...!!
دقت کردین: شبای عروسی تا دهنت پر میشه دوربین میاد روت؟!!
دقت کردین: 3 ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته نباشی ولی 1 ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده بابات میاد
میگه : خسته نباشی!!!
دقت کردین: انسان درختان را قطع می کند و با آن کاغذ می سازد و روی کاغذ می نویسد درختان را قطع نکنید!!؟
دقت کردین: جعبه پیتزا مربعی شکله ولی توش دایره ست، ما هم مثلثی میخوریمش؟!!
دقت کردین: وقتی میخواین درس بخونین گلای قالی , طرح سرامیک و پارکت ها هم برات جذاب میشه!!!
نقش منشی در فیلم های ایرانی:
- آقای رییس من بهشون گفتم شما جلسه دارین ولی ایشون
-اشکالی نداره، شما بفرمایید !
رضا شاه به زور میخواست چادر رو از سر زن ها برداره
هیشکی زیر بار نمیرفت
حالا میخوان به زور چادر سر زن ها بکنن بازم کسی زیر بار نمیره !
یعنی لجباز تر از زنها تو کهکشان پیدا نمیشه ها!
دقت کردین: تن آدمی شریف است به جیب آدمیت!
دقیقا همین لباس زیباست نشان آدمیت!
شماره ناشناس
ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟
-بله ،شما؟
-من داداشتم ،صبر کن بیام خونه، حسابتو میرسم .
شماره ناشناس بعدی :
-دوست پسر داری؟
-نه نه اصلا
-من دوست پسرتم ……واقعا که ...
-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!
- خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو…!!!!!!
سلام سلام سلام!واااااااااای که چقدر دلم براتون تنگ شده بوووووود!
حالتون چطوره؟خوبید؟خوشید؟مماختون چاقه؟!!
امیدوارم هرجای این دنیا که هستید سالم و شاد و موفق باشید
ببخشید که یه مدت طولاااانی نبودم،راستشو بخواید امتحانا بودنو
واقعا اصلا وقت نمیکردم بیام،البته پنجشنبه ها که از کلاس بر میگشتم تو راه با گوشیم تو یاهو آن میشدم ولی خب فقط یه تعداد کمی از دوستان پارسی بلاگ آن بودن...
خلاصه که اومدیم بترکونیم!پر انرژیه پر انرژی در خدمت همه ی دوستان هستیم!امیدوارم از مطالبی که میذارم حسااااااابی خوشتون بیاد و کلییییییییی نظر برام بذارید...
شاد و موفق باشید
دوستون دارم
خدا نگهدارتون باشه...
دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.
پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»
پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟»
پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟»
پیرمرد دوم: «پروانه؟»
پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»
یکی از دوستام تعریف میکرد مامانم وقتی نماز میخونه با هر الله اکبر بلندی که میگه یه منظور داره اون موقعه من چک میکنم زیر گاز خاموش باشه، کسی در میزنه، چراغ جایی روشن نمونده باشه ؛شیر آب باز نباشه و...! یه روز با وجود این که تمام اینارو چک کرده بودم بازم الله اکبرهای بلند مامان ادامه داشت و منم نمیدونستم باید چکار کنم پس منتظر پایان نمازش موندم، وقتی نمازش تموم شد با عصبانیت گفت ذلیل مرده مگه کوری نمیبینی گرممه میگم کولر رو روشن کن نکنه کر شدی !!!